عکسهای دخملی بهمن 94
نفس مامان حاضر شده تا به نمایشگاه سفال لیلا جون بره در ضمن به سرعت برق و باد چند تا عکس هم گرفت برا خاله حسنا جون بفرسته دختر محجبه خواب کوتاه در مسیر در کنار سفره هفت سین نمایشگاه در کارگاه سفالگری و حوض بسیار زیباش در کنار حوض قدیم در حیاط با صفای خانه سفال بازارچه مرزی ماکو نمایشگاه فروش بهاره نمایشگاه بین المللی غروب بسیار زیبا خواب به روش آيلا هنگام تماشای تلویزیون (پا رو پا بعد تناول خوراکی ها) ...
سفر ترکیه
اول عذر خواهی بابت تاخیر های طولانی خوب مامانه و هزار جور کار و اما داستان سفر به ترکیه که ایده اش یک دفعه به ذهن مامان و بابا رسید و سریع کارهاش رو راست و ریست کردیم و یک صیح خیلی زود ( در واقع نصف شب 2:30) به طرف مرز راه افتادیم و این هم عکسها و ادامه داستان مسیر خوی رازی صبح سرد و برفی و آیلای تازه از خواب بیدار شده راه وان مینی بوسهای مرز به نام دولموش فرودگاه وان داخل هواپیما مسیر وان - استانبول سالن صرف صبحانه هتل که صبحانه بسیار عالی و خوشمزه ای بود برخلاف اخلاق و رفتار کارکنان که پایین تر از صفر بود داخل کشتی در بازدید از بغاز بسفر(تنگه بسفر) آ...
تولد 5 سالگی (عکس)
سلین شیطون بانمک آیلای نازم و الوین کوچولو عزیزم هیچ وقت از لبات کنار نره حمله چه هیجان زده این قلب ویژه به خاله حسنا بود دخمل عمو ، پسمل عمو آیلا میان هدایا آیلا به همراه عروسک و خرسی (هدایای خاله نگین-دادا و عمه سارا ) بعد از تولد هدیه خاله مهین رو پوشیده با عروسک خاله نگین آیلایم تولدت مبارک ...
سفر استرالیا (ملبورن)
وای که چقدر تاخیر دارم دختر نازم عروسک مامان ، عزیزم سرم خیلی شلوغه ولی یک نیمچه فرصت پیدا کردم و اومدم اما بعد 4-5 ماه بعد سفرمون حالا ادامه سفرنامه (سفر سه روز به ملبورن ) زیرزمین مجموعه Crown در همون مجموعه یک رستوران ژاپنی بود که سوشی های فوق العاده خوشمزه داشت اما این دخملی من اصلا لب بهشون نزد فقط در حال نظاره و شیطونی بود کنار رستوران ژاپنی شادان و خندان روی پل بر روی رودخانه Yarra این کیف کوچولو هر جا می رفت با خودش بر می داشت ولی وسط راه ما باید برش می داشتیم و این خودش معضل شده بود تازه هر جا می خواست بره دلش می خواست کفشهای پاشنه بلند خاله حسنا رو بپوشه ، (به قفلها توجه کنید خی...
آیلا و باربی ها
یک روز تابستونی خانمی عروسکهای باربیش رو دورهم جمع کرده بود و دسته جمعی عکس انداختن ...
آشپز کوچولو
آیلایی در حال کمک به مامان در کیک پزی شاید هم کیک خوری چه زبونشم دور لبش می کشه نمی دونم اعتراض برای چیه؟ وای چه خبره ...
عکسهای آتلیه
این عکسها مربوط به اواخر اردیبهشت است ولی خوب کمی تا زیاد عمو مهدی بدقولی کرد و حدود یک ماهی هم مامان خانمی در نتیجه .... ...
دخملی و نی نیش
یک روز عصر پنجشنبه پاییزی با بابایی تصمیم گرفتیم بریم به کندوان و آب معدنی بیاریم و خانمی هم خودش این شکلی آماده شد (دخملی عاشق شال و روسری هست ) و به طرف کندوان راه افتادیم ایشون نازنین کوچولو نوه بنده در بغل آیلایی چه با دقت به اطراف هم نگاه می کنه چه پتو رو هم تا صورت نازنین کشیده کم کم خوابش گرفته و نازنین به حال خودش رها شده ...











